چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387
روی احساسات پل بسته نمی شود.
روی احساسات پل بسته نمی شود.
سخنان هیجان انگیز رییس جمهور کرزی در کنفرانس مطبوعاتی اش که به نحوی عوامل آن سوی مرز را هدف قرار می داد، با واکنش های متفاوتی از سوی رسانه ها رو به رو شد. شماری از رسانه ها از این گفته های رییس جمهور حمایت کرده و آن را یک گام به جلو یا اتخاذ موضع تهاجمی از سوی رییس جمهور کشور خواندند. در مقابل شماری دیگر از رسانه با بیان کردن وضعیت خاص حاکم بر منطقه جوش آمدن دیگ غیرت در نزد رییس جمهور را بی وقت تشخیص داده اند.
جالب اینکه بعضی از تحلیلگران سیاسی آنچنان خوشبینانه این گفته های رییس جمهور کرزی را مورد تقدیر قرار داده اند که گویا این پلی که رییس جمهور آن را بر روی احساسات خود و مردم می خواهد بنیان گذاری کند، می تواند کشور را از دریای بحران اجتماعی، سیاسی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی و ... عبور داده به ساحل نجات برساند. این در حالیست که با کمترین نگرش منطقی روشن می گردد که پل های طراحی شده بر روی احساسات و عواطف، حیثیثیت مثلی که در گفتار مردم رواج دارد را دارد که می گویند " بند شب را آب می برد"
چیزی که در این میان می تواند زوایه ای جدیدی برای بحث باشد، این است که اگر رییس جمهور کرزی تصمیم بگیرد، علیه سران طالبان پاکستانی در آن سوی سرحدات دیورند وارد عمل شود، این سوال پیش می آید که آیا چنین امکانی برایش وجود دارد؟ طبیعی است که ارائه پاسخ مثبت به این سوال نمی تواند کار آسانی باشد. زیرا واقعیت نشان می دهد که اقتدار رییس جمهور کرزی در راستای اعمال صلاحیت های قانونی اش بسیار محدود است. حتی روشن نیست که فرمان وی در اداراتی که به نحو مستقیمی تحت امرش قرار دارند، نیز چلند و چلش کافی داشته باشند. در چنین وضعیتی اگر وی بخواهد فرمان تهاجم به آن سوی سرحدات را صادر کند، به نظر می رسد، فرمانش، حیثیت نوشته ای بر روی یخ را خواهد یافت. اگر چه ممکن است در بدو امر بخاطر بازی با احساسات مردم ( کاری که در طول تاریخ صورت گرفته) شماری از سیاستمداران با به به و چه چه احساسات وی را قدر بگذارند، اما وقتی دیده می شود که حالت کلی مملکت بر پرس و پال برای بدست آوردن پاسپورت های سیاسی قرار دارد، چگونه می توان امیدوار بود که رییس جمهور در عمل نیز از همراهی سیاستمدران برخوردار شود.
اینکه رییس جمهور کرزی با احساسات ملی و حس استقلال طلبانه سخن می گوید، می تواند ستودنی باشد، اما مشکل در این است که دولت- کشور ما اقتدار لازم برای حفاظت از استقلال را نداشته و در طول تاریخ با ابتلا به این مصیبت در میان زورمداران جهانی دست بدست شده است. با اینکه کشور ما از نظر صوری از دیر زمان استقلال داشته است، اما از نظر ماهوی از داشتن چنین چیزی محروم بوده و این روند تا کنون نیز ادامه یافته است. همین مسئاله نیز باعث می گردد تا شماری از حلقات در پاکستان این تلقی را بوجود بیاورند که گفته های رییس جمهور کرزی بر القائات بیرون مرزی استوار می باشد.
در گذشته نیز رییس جمهور کشور باری از غیرت افغانی سخن گفته بود. بیان احساس برانگیز وی باعث گردیده بود تا عده ای تحریک شده و در برابر سفارت خانه یکی از کشورهای همسایه دست به مظاهره زده و خسارتی را به آن وارد کند. اما رییس جمهور نتوانسته بود در برابر خشم برادر بزگتر مقاومت کند، ناچار از برادر بزگتر به نیکی یاد کرده و با پرداخت خساره معذرت خواسته بود.
واقعیت این است که اعتراض به کشورهای همسایه از جمله پاکستان به یک آله سیاسی برای توجیه بسیاری از ناکامی ها و نا کارایی هایی که ریشه در ضعف و سستی رهبران سیاسی داشته، تبدیل گردیده است. از یک سو دیده می شود که در افغانستان داعیه دلسوزی تا سرحد هم سرنوشتی برای ساکنان جنوب دیورند وجود دارد، اما در سوی دیگر کوششی برای تحکیم روابط به نفع افغانستان به عنوان محور عظمت این ارتباط تاریخی و سیاسی صورت نگرفته است و این باور که افغانستان می تواند محق این داعیه باشد، از بین رفته و در حالت خوشبینانه تر و خوشباورانه تر نیز تقریبا در حال از بین رفتن می باشد.
شاید رییس جمهور حق داشته باشد با تکیه بر تداوم حمایت ها از طرف جامعه جهانی که در کنفرانس پاریس تثبیت گردید، هیجان زده شده باشد، اما بروز این هیجان دقیقا در زمانی صورت می گیرد که می تواند اثرات منفی برای افغانستان و برعکس اثرات مثبت برای پاکستان داشته باشد.
این روزها پاکستان نیز در شرایط مطلوبی قرار ندارد. دولت آن کشور تحت شرایط خاصی در موضوع حمله قوای بین المللی به یکی از نواحی سرحدی، با عمل انجام شده مواجه شد. در کنار آن میان حکومت ایالتی در سرحد و حکومت مرکزی در خصوص لغو یا اعتبار توافق با طالبان اختلاف نظر پدید آمده. همزمان مسئاله بازگشت قاضی های از کار برکنار شده توسط پرویز مشرف می تواند زمینه ساز یک سری انگیزش های سیاسی اجتماعی گردد و از سوی دیگر کناره گیری حزب مسلم لیک شاخه نواز شریف از ائتلاف سیاسی تحت رهبری یوسف رضا گیلانی و مطرح شدن نظریه نواز شریف مبنی بر وارد کردن فشار بر پرویز مشرف تا سر حد اعدام، باعث می گردد تا وضعیت داخلی پاکستان در هم و برهم شود.
وقتی در چنین وضعیتی آقای کرزی با هیجان از حمله بر ملا عمر پاکستانی یا بیت الله مسعود پاکستانی سخن می گوید، در حقیقت به خاموش کردن آتش در حال اشتعال در داخل پاکستان کمک می کند. گفته های هیجان آمیز وی باعث می گردد تا انسجام داخلی در پاکستان بیشتر و عکس العمل ها نسبت به افغانستان افزون تر گردد. با بررسی واقع بینانه موضوع و سبک سنگین سازی وضعیت، چنین برداشت می شود که رهبران سیاسی کشور ما نیز گاهی ناخود آگاه به آسیابی آب می ریزند که گندم ما را آرد نمی کنند.