شنبه هفتم دی 1387
ارزیابی های متفاوت از مداخلات خارجی
معاون رييس جمهور از جمهوري اسلامي ايران به عنوان دوست دوران سختيها ياد كرده و گفته است که جمهوري اسلامي ايران نزديكترين دوست افغانستان است كه همواره در روزهاي سخت و سياه كنار مردم افغانستان بوده است. رييس مجلس شوراي اسلامي ایران نیز در پاسخ به ابراز ارادت معاون رییس جمهور کرزی نسبت به عملکرد مقام های ایرانی، با اشاره به حضور نیروهای خارجی در افغانستان از ادامه ی نا امني در افغانستان ابراز نگرانی کرده و گفته است که حضور نيروهاي خارجي در افغانستان پس از هفت سال نه تنها منجر به ايجاد امنيت و ثبات نشده بلكه وخامت اوضاع امنيتي و رشد افراط گرايي را به دنبال داشته است.
اين خبر در زماني انتشار مي يابد كه چند روز پیش تر از سفر آقای خلیلی به تهران، مسوولان ریاست عودت مهاجرين در هرات از روند اخراج بي رويه افغان ها از ايران شكايت كرده و هشدار داده بودند كه اگر اين روند ادامه يابد، با توجه به سختي و سردي ای كه در زمستان قابل پيش بيني است، امكان وقوع فاجعه ی انساني به وجود مي آيد.
از سوی دیگر در گذشته نیز خبرهایی وجود داشت مبنی بر این که سلاح های ساخت ایرانی به طور مرموزی در اختیار گروه طالبان قرار می گیرد و حتا یکی از قوماندانان طالبان نسبت به کارکرد سلاح های ایرانی در مقابله با نیروهای دولتی افغانستان و قوای بین المللی ابراز رضایت کرده و به خصوص بر موثریت ماین ساخت این کشور به نام اژدها در برابر وسایط نظامی اشاره کرده بود.
همزمان خبرگزاری مهر ایران نوشته است که امان الله پیمان نایب دوم ولسی جرگه که به منظور شرکت در اولین نمایشگاه و همایش بینالمللی بازسازی افغانستان در راس هیاتی به ایران سفر کرده، در بازدید از انتشارات علمی و فرهنگی ایران خواستار پاسخ ایران به نیازهای علمی و فرهنگی افغانستان شده و با برشمردن مشترکات فرهنگی و دینی دو کشور، یادآور شده است که ما ایران را وطن دوم خود میدانیم و معتقدیم اگر کشورهای همسایه افغانستان و به خصوص ایران به نقش آفرینی موثرتر در بازسازی افغانستان بپردازند هیچ نیازی به حضور بیگانگان در کشور مان نداریم.
این در حالی است که به نقل از خبر ها، که مقام های ایرانی شمولیت شاگردان افغان را در امتحانات کانکور ایران در سال جاری ممنوع اعلام کرده و حتا گزارش هایی وجود دارد که در اسناد فراغت پیش دانشگاهی صادر شده برای افغان ها نوشته شده است که حق شرکت در امتحانات ورود به دانشگاه ها در ایران را ندارد.
این مسایل نشان می دهد که مدار و محوری برای ارزیابی و تحلیل عملکرد خارجی ها در افغانستان وجود ندارد. مقام های سیاسی افغانستان عملکرد کشورهای خارجی را بر اصل منافع ملی و مشترک محاسبه نکرده، بلکه هرکدام سعی می کنند تا با توجه به منافع و ارتباط سیاسی شخصی خود، نقش کشورهای خارجی را مورد ارزیابی قرار دهند.
این اختلاف که از نبود همبستگی ملی به وجود می آید، هم در گذشته باعث تشنج سیاسی در افغانستان شده و هم در شرایط کنونی یک تهدید بالقوه و حتا بالفعل سیاسی به حساب می آید و در آینده نیز همبستگی ملی افغانستان را تهدید خواهد کرد.
نتیجه ی این اختلاف نظرها باعث گردیده است تا در داخل کشور یک محوریت اساسی بوجود نیاید و هر جناح و شخصیت سیاسی برای پیدا کردن پشتوانه های لازم به کشورهای خارجی متوسل شوند. این تجربه ی تلخ در گذشته بار بار تکرار شده و به نظر می رسد که در آینده نیز ادامه یابد. اگر به دقت به تاریخ سیاسی افغانستان به خصوص در چند دهه ی اخیر نگاه کنیم، در می یابیم که بسیاری از جنگ و جدال هایی که در افغانستان صورت گرفته، به اساس اراده های القایی از خارج بوده است.
ورود تفکر سیاسی مارکسیستی از همسایه شمالی، نفوذ بینش های خاص سیاسی از همسایه های غربی و جنوبی، که با گرایش ها و علاقه های القا شده از سرزمین های عربی آمیخته شد، در همراهی با افکار سیاسی انتقال یافته از جهان غرب، باعث گردید تا افغانستان به آتش اختلاف سیاسی نظامی در افتد که در جریان آن مردم به جز تاوان، به فایده ای نرسیدند و اکنون نیز همین وضعیت ادامه دارد.
جالب این که این حالت در زمانی بر فضای موجود سیاسی افغانستان حاکم است که در جریان تصویب قانون اساسی سال 1382 برخی زیادی از اعضای قوه موسسان، نسبت به استعمال کلمه ی فدرال بر نظام سیاسی افغانستان، حساسیت نشان داده و آن را عامل تجزیه افغانستان می دانستند. حال اینکه افغان ها علی رغم داشتن مملکت واحد به دلیل نبود تعهد و وفاداری بر اصل « ملت واحد» عملا از سوی رهبران سیاسی خود، در بیگانگی و دوری از هم نگهداشته می شوند.
